سلام به دوستای عزیز و با معرفت خودم
امیدوارم همهگی خوبه خوب باشین
واقعان نمیدونم چه جوری ازتون تشکر کنم ![]()
از ته ته دلم از همه ی شما ها ممنونم و براتون آرزو خوشبختی دارم اصلان فکرشم نمیکردم یک روزی دوستای مجازیم تا این حد خوب و مهربون باشن
از همتون ممنونم خیلی خیلی خیلی زیاد و بدونین تک تکتون برام عزیزین
فکر میکنم مطالب پست قبلیم کمی مبهم بود برای بعضی ها که خوب الان درستش میکنم اول خودمو معرفی میکنم واسه اونائی که دوست داشتن منو بشناسن من نگار ۲۲ سالمه و فوق دیپلم رشته گرافیک و مشهد زندگی میکنم امیدوارم در همین حد کافی باشه
خوب حالا اون ابهاماتو باید از بین ببرم همسر من پسر عمم هست قبل از اینکه بیاد خواستگاری یک جورائی ازش خوشم میومد اما فقط به عنوان پسر عمه همین و بس .پسر عمم ۳ ماه از من بزرگتره و اونم مثل من فوق دیپلم و فعلان سربازه . و منم منتظرم تا بیاد مشهد و حرفامو اگه بتونم و اگه خدا قدرت بیانشو بهم بده بهش بگم و نظرشو بفهمم و راستی اینم بگم که من با قیافش هیچ مشکلی ندارم و مورد پسندمه مشکل من فقط و فقط دوست نداشتنمه و تا الان هم هیچ علاقه ای بوجود نیومده و البته نمیدونم که اون چه حسی نسبت به من داره و همین دیگه ....
و خوب گفتمم که الان فقط منتظرم و آماده که بیاد مشهد و من حرفامو بهش بگم و بعد دوتا باهم یک تصمیمی بگیریم که دوباره باعث پشیمونیم نشه ![]()
دوباره از همتون ممنونم ![]()
![]()
![]()

نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت 13:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اگه تنها شدنم ای خدا یک قسمته
پس بزار تنها بمونم تنهائی یک نعمته
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY