به به سلام بچه های ترگل ورگلی که نشستن پای کامپیوتر و برای خودشون دارن میچرخن

باورتون نمیشه اگه بگم چقدر دلم برای وبلاگم و شما ها تنگیده بود

همگی خوفین ؟

تو این  مدتی که نبودم فراموشم که نکردین ؟ هاا؟

جاتون خالی سفر خیلی خوش گذشت دیدن دوستای قدیمی آدمو خیلی خوشحال وکنه

ا ا ا ا ا میبینی هیچ کدوم از برو بچ دوستام عروس نشدن به جز .....من ن ن ؟؟؟؟

البته منم عروس نشدم هنوز ها ا ا اما قراره یک خبرائی بشه (فکر نکنی خوشحالم ) نه به خدا خیلی ناراحنم انگار واقعا بزرگ شدم خیلی بده آدم بزرگ بشه

وای به خدا باورم نمیشه که دارم .....

واسه هرکدوم از دوستام که این موضوعو تعریف میکردم هر هر هر هر میخندیدن آخه قرار بود من از همه دیرتر عروس بشم اما حالا دقیقا برعکس شد و از همه زود تر به قوله ما دوستا دارم پر پر میشم

منو باش میخواستم قبلش سمانه و سودابه . عطیه. فاطمه و حمیده و ... عروس بشن بعد من عروس بشم اما ...

به قوله معروف هر چی قسمت باشه همون میشه

ما که نتونستیم با اونی که دوسش داریم باشیم ( آره ما هم یک زمانی یکی رو دوست داشتیم )

حتمان دوست دارین بدونین طرفم که میخواد باهام مزدوج کنه  کی هست اگه هم دوست نداریم بدونین من میگم

طرف پسر عمه جونمه ( جونش الکیه ها ) حالا چی کاره هست و اینا به خودم مربوطه ( ها ها به دل نگیر عزیز)

ببین از کجا به کجا رسیدیم

اینم از خبری بود که خیلی وقت پیش میخواستم بگم که بلخره گفتم م

برام آرزوی خوشبختی کنین آخه مثل اینکه موضوع جدیه ؟؟؟......

آره ه  ه  ه  ه  ه  ه  ه ه

فکر کن ن ن ن  ن ن  ن ن ن ن ن

نگار پر پر شد د د د ( در این جا منظور از پر پر شدن همان عروس شدن میباشد )

راستی از اینکه به خیلی هاتون سر نزدم شرمندم آخه سیستمم خرابه اما حتمان جبران میکنم فقط توروخدا ازم دلخور نشین

تا آپ بعدی

بابای خوشملای خودم


 

نوشته شده توسط نگار در سه شنبه 17 بهمن1385 ساعت 9:24 موضوع | لینک ثابت